X
تبلیغات
معرفت منتظر - سیاست خارجی آمریکا

بنا دارم در مورد سیاست خارجی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی مباحثی را بیان کنم که امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد.(از کتاب ارمغان دموکراسی -صادق سلیمی)

 

بررسی سیاست خارجی آمریکا

 

بررسی سیاست خارجی آمریکا جهت دستیابی به شناختی جامع از سیاست خارجی هر بازیگر بین المللی ،وبررسی وپرداختن به اهداف ،ابزار های اجرایی ونهاد های تاثیر گذار بر سیاست خارجی آن بازیگر ،اجتناب پذیر می نماید.

بر این اساس،ابتدا اهداف کلان مورد توجه سیاستگذاران خارجی کاخ سفید،بررسی خواهد شد ودر نهایت نهاد های تاثیر گذار بر سیاست خارجی ایالات متحده که بر پروسه تصمیم گیری سیاست های برون مرزی این کشور تاثیر می گذارند ،مورد تجزیه وتحلیل قرار خواهد گرفت.

 

1-اهداف سیاست خارجی

بررسی وشناخت ماهیت اهداف سیاست خارجی دولت ها واینکه بازیگران نظام بین المللی در رابطه با یکدیگر در جست وجوی دستیابی به چه اهدافی هستند ،همیشه محور اصلی تحقیقات پژوهشگران روابط بین الملل وسیاست خارجی بوده است.

بسیاری از محققین معتقدند:اهداف سیاست خارجی با منافع ملی تفاوت ندارد،چنانکه یکی از نویسندگان ،دونالد نکتر لاین می گوید "نیاز ها وامیال پذیرفته شده یک کشور مستقل در ارتباط با سایر کشورها ،به نحوی که شامل محیط خارجی نیز بشود".1

آرنولد وولفر معتقداست:اهداف یک دولت نیز ،بر اساس اولویت هایی می باشد که با یک پروسۀ مستمر،ارزیابی ،مقایسه ومحاسبۀارزش های حاکم ،تنظیم واحتمالاً اصلاح وتغییرمی یابند.2

اما بیشتر پژوهشگران معتقدند تمام کشور های جهان وتمام دولت ها صرف نظر ازبزرگی ،کوچکی ،توان نظامی ،ظرفیت تولید صنعتی و...اهداف سیاست خارجی خود را در چهار اصل :الف)حفظ تمامیت ارضی کشور  ب)حفظ وتامین صلح  ج)افزایش رفاه عمومی وتوسعه اقتصادی  د)افزایش قدرت ،نفوذ خارجی وهژمونی طلبی  خلاصه می شود.

 

الف)حفظ تمامیت ارضی ووحدت کشور

 

منظور از این اصل ،حفظ حدود ارضی ،امنیت جغرافیایی ومستملکات آمریکا در برابر تهدیدات خارجی به تمامیت ارضی وهمچنین اتخاذ سیاست خارجی خاص برای کاهش تهدیدات نظامی علیه این کشور می باشد.

محور اصلی سیاست خارجی امریکا قبل از سال (1941م)براساس انزوا طلبی که توسط مونروﺋه رییس جمهور آمریکا در سال (1823م) درمجلس نمایندگان وسنا اعلام گردید ،استوار بود .

اساس دکترین مونروﺋه مبتنی بر دو اصل بود.

1-دولت های اروپایی در قارۀ جدید (امریکا )دخالت نکنند.

2-امریکا یی ها نیز در رقابت ها وبرخورد های کشور های اروپایی در دیگر قاره ها دخالت نکنند.

این دکترین موفق بود

چون :الف)اینکه ،تجربۀ دخالت های استعماری نشان می داد که هر گاه قدرت های اروپایی دچار تضاد منافع وبا یکدیگر وارد جنگ می شدند ،این جنگ از طریق مستعمرات آنان به امریکا سرایت می کرد وامنیت این کشور را به خطر می انداخت .

ب) اینکه نخبگان امریکایی که همان فرزندان مهاجران از کشور های مختلف اروپایی بودند،در مقابل برخورددول استعماری آن زمان ،(قدرت های اروپایی)مجبور به جبهه گیری می شدند که به تبع آن وحدت ارضی وقدرت سیاسی متمرکز کشور هم به خطر می افتا د.

اما در مجموع ایالات متحده از سال( 1800م-1945م) وارد هیچ پیمان امنیتی با هیچ کشوری نشد.وبه همین دلیل توان اقتصادی وقدرت سیاسی دولت امریکا در فاصله  بین دو جنگ جهانی به چنان مرحله ای رسیده بود که بیش از پیش مرز هایش را در امنیت کامل می دید .

امریکا با دوری از درگیری های قدرت های اروپا یی به لحاظ انتخاب دکترین مونروﺋه وبعد مسافت جغرافیا یی از صحنۀ نزاع وتضعیف جمعی قدرت های اروپایی در صحنه روابط بین الملل،موفق شد تا خود را از لحاظ اقتصادی به نیرومند ترین کشور جهان در شامگاه جنگ جهانی دوم تبدیل کند.

با پایان جنگ جهانی دوم وشکل گیری نظام  بین الملل در سال( 1945م )وآغاز رقابت تسلیحاتی بین امریکا وشوروی با سلاح هسته ای دوره ای تحت عنوان (جنگ سرد )در روابط دو ابر قدرت شکل گرفت.

امریکا به علت ترس از نفوذ کمونیزم ،پیمان امنیتی (ناتو)رادر سال( 1949م)را با کشورهای اروپای غربی بست وشوروی پیمان (ورشو )را با کشور های اروپای شرقی در سال( 1958م) در مقابل ناتو به راه انداخت.

سرانجام ،با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی درسال (1991م )وپایان جنگ سرد ،امریکا خودرا تنها قطب نظام بین الملل می داند اما هم اینک روسیه فدراتیو با در اختیار داشین کلاهک های هسته ای ،وموشکهای قاره پیما و...یک تهدید جدی برای امریکاست وعلاوه برآن چین نیز قدرتی است که باعث نگرانی امریکا شده است چون چین دارای جمعیتی انبوه ،اقتصادی پویا ،جایگاه مهم جغرافیایی وتوان نظامی فزاینده است که دارای ایدﺋولوژی کمونیستی است وهنوز دارای ذهنیت جنگ سرد می باشد .از طرفی نیز هند با جمعیت عظیم ،استعداداقتصادی ،توانمندی نظامی خود به یک قدرت بزرگ مطرح می با شد.وبالاخره اندیشه اروپای متحد که درآینده ای نه چندان دور تحقق خواهد یافت ،همه اینها کانون تهدیداساسی برای امریکا خواهد شد.

کشور هایی چون ژاپن با رشد اقتصادی مطلوب وچشمگیر ،ایران ،کوبا،لیبی ،سوریه وکره شمالی به سبب سیاست خارجی مستقل ،نیز از سوی تحلیلگران امریکایی تهدید تلقی می شوند .

به هر حال به نظر می رسد نظام تک قطبی مورد نظر امریکا به راحتی شکل نخواهد گرفت.

ادامه مطلب در آینده

 

1* اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ،منوچهر محمدی،ص24

2*همان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/03/18ساعت 14:56  توسط فهیمه (تهران)  |